17 February 2009 - بهترین سایت عاشقانه
چهار شنبه, 2021-06-23, 14:38:36
بهترین سایت عاشقانه
Welcome Guest | RSS

Site menu
Our poll
چه امتیازی به سایت من میدی؟
Total of answers: 128
Main » 2009 » February » 17
وقتی کسی رو دوست داری ،حاضری جون فداش کنی...

حاضری دنیا رو بدی،فقط یه بار نگاش کنی..

به خاطرش داد بزنی،به خاطرش دروغ بگی..

روی همه چی خط بکشی،حتی روبرگ زندگی...

وقتی کسی تو قلبته حاضری دنیا بدبشه،فقط اونی که عشقته،عاشقی رو بلد باشه...

قید تموم دنیا رو به خاطرش تو می زنی..

خیلی چیزارو می شکنی،تا دل اونو نشکنی...

حاضری هر چی دوست نداشت به خاطرش رها کنی...

حسابتو حسابی از مردم شهر جدا کنی..

.حاضری جونت و بدی،یه خار یه وقت توی دستش نره..

.به خاطرش کنی،بگی محتاجشی و به شونه هاش تکیه کنی...

حاضری که به خاطر خواستن اون دیوونه شی...

رودست مجنون بزنی ،با غصه ها هم خونه شی..

.حاضری مردم همشون تورو بادست نشون بدن،دیوونه های دوره گرد واسه تو دست تکون بدن....
Views: 613 | داغ کن - کلوب دات کام | Date: 2009-02-17| COMMENTS(0)


زمان به من آموخت،دست دادن معنای رفاقت نیست...بوسیدن قول ماندن نیست...عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست...هیچ وقت دل به کسی نبند چون این دنیا اونقدر کوچیکه که دوتا دل کنار هم جا نمی شن...اگر هم دل بستی هیچ وقت ازش جدا نشو،چون این دنیا اونقدر بزرگه که دیگه پیداش نمی کنی...هروقت احساس کردی در اوج قدرتی به حباب فکر کن...بهتره اهالی رویامونو بدون توقع جواب کنیم...نبایدحتی روی بهترین کسا توی بدترین جاها حساب کنیم...به کسی اعتماد کن که به جای صورتت به سیرتت بنگرد...عاشق کسی باش که توی دلش جای خالی برات داشته باشه....دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است
Views: 472 | داغ کن - کلوب دات کام | Date: 2009-02-17| COMMENTS(0)


عشق یعنی شماره تلفنی که سالها به دنبال ان می گردی...عشق عینی امپول ب کمپلکس معرفت...عشق یعنی چیزی که دلت نخواد پاکش کنی...عشق یعنی اتوبانی که تا ته ابدیت می رود....عشق یعنی غرق شدن در نگاهی که نگران توست....عشق یعنی وقتی به کمک احتیاج داره دستشو بگیری ،بدون اینکه ازت بخواد...عشق را می توان در یک لحظه فهمید،در یک لحظه دید،در یک لحظه یاد گرفت،حتی در یک لحظه درک کرد،ولی هیچ گاه نمی توان ان را توصیف کرد....عشق مکمل زندگی هر ادمه و برای هر کس یک معنی داره،معنای عشق برای من یعنی تو
Views: 500 | داغ کن - کلوب دات کام | Date: 2009-02-17| COMMENTS(0)


ای از عشق پاک من همیشه مست

من تورا آسان نیاوردم به دست



من به دو چیز عشق می ورزم: یکی تو و دیگری وجود تو

من به دو چیز اعتقاد دارم: یکی خدا و دیگری تو

من در این دنیا دو چیز می خواهم: یکی تو و دیگری خوشبختی تو

من این دنیا را برای دو چیز می خواهم: یکی تو و دیگری بودن باتو



گریه می کنم تا تو را در اشکهایم ببینم

اشکهایم را پاک می کنم تا کسی تو را در آن نبیند



 شب پر از سادگی حضور توست

تو چرا پشت خودت پنهون شدی

همه آرزوهای زندگیم یه پنجره است

تو کدوم خونه بی پنجره مهمون شدی

تو بیا درها رو واکن، به ستاره ها نگاه کن

تا بگم خدای من، چقدر تو مهربون شدی

پشت ابرهای سیاه جایی ندارم می دونم

گوشه ای از آسمون دل من نشون شدی

به سحر چیزی نمونده خودتو نشون بده

تو کدوم گل ستاره ماه آسمون شدی

دل من دیگه واست پر می زنه تا پنجره

چرا مثل فصل پاییزی من خزون شدی

تو می گفتی که همیشه ، همه جا کنارمی

ولی انگار تو رغی و مال دیگرون شدی

شیشه نگام شکست و دلم پر از تنهایی شد

تا که با دستای عاشقم نامهربون شدی

می می مونم منتظرت پشت یه پنجره

تو نگو بر نمی گردی، ماه آسمون شدی



ای تنها نیاز من بمان تا ابد کنار من
Views: 508 | داغ کن - کلوب دات کام | Date: 2009-02-17| COMMENTS(0)


تو باعث شدی یه چیزو بفهمم،

بفهمم عشق چیه؟... عاشق کیه؟

بفهمم دلم کجاست..

بفهمم وقتی کسی عاشق می شه چه حالی داره

بفهمم درد عشق چیه؟..

حالا می دونم...

می دونم عشق یعنی:

عشق یعنی تشنگی، یعنی نیاز

عشق یعنی التماس،عشق یعنی آرزو،

عشق یعنی خواستن و تلاش برای بدست آوردن ،

عشق یعنی دویدن با شور و رسیدن به مستی...

خوب می فهمم که بین ما چقدر فاصله است،

 اما ایمان دارم که این فاصله ها روزی خواهد شکست،

و من دستم را در این روزهای دشوار دلتنگی به دست تو خواهم داد

وباهم لبخند را تجربه خواهیم کرد
Views: 494 | داغ کن - کلوب دات کام | Date: 2009-02-17| COMMENTS(0)


کاش وسعت قلبم را می دانستی


کاش عمق دوست داشتن را می دانستی

کاش می دانستی که چقدر در دریای عشق تو فرو رفته ام

کاش دستان بی جانم را می گرفتی و مرا بر روی امواج آرام و زیبای دریای عشقت آرام می کردی

کاش می توانستی این را از چشمانم بخوانی که آنگونه عاشقم که تاب نگاه کردن به چشمانت را ندارم

کاش می توانستی صدای تپش های قلبم را وقتی که تو را می بینم بشنوی

کاش می توانستی سرخی گونه هایم را به هنگام بوسیدنت ببینی

کاش می توانستی لرزش لبان بی جانم را وقتی که می خواهند از تو برای تو سخن بگویند ببینی

کاش می توانستی التهاب و بی قراری گوشهایم را به هنگام سخن گفتنت بشنوی

کاش می توانستی فریادسردی دستانم را که دستان گرمت را می خواهند بشنوی

کاش می توانستی ناله ها و گریه های قلبم را به هنگام رفتنت بشنوی

کاش می توانستی پرواز آرام و سبک روجم را به هنگام در آغوش کشیدنت بشنوی

کاش می دانستی که بودن باتو و حس کردن حضور سبزت را در کنار خود به تمام خوبی های دنیا ترجیح می دهم
Views: 463 | داغ کن - کلوب دات کام | Date: 2009-02-17| COMMENTS(0)


عشق رازی است مقدس

برای کسانی که عاشقند.. عشق برای همیشه بی کلام است

اما برای کسانی که عشق نمی ورزند ، عشق شوخی بی رحمانه ای بیش نیست

                                                          

                                                                                                   

 

 

Love one another, but make not a bond of love:

Let it rather be a moving sea between the shores of your souls….

Sing and dance together and be joyous, but let each one of you be alone,

Even as the strings of a lute are alone though they quiver with the same music.

Give your hearts, but not into each other’s keeping.

For only the hand of life can contain your hearts.

And stand together yet not too near together:

For the pillars of the temple stand apart,

And the oak tree and the cypress grow not in each other’s shadow

 

 

به یکدیگر عشق بورزید ، اما از عشق زنجیر مسازید

بگذارید عشق چون دریایی مواج باشد در میان ساحلهای روحتان

با هم بخوانید و برقصید و شادمان باشید ، اما بگذارید هر یک برای خود نها باشید

همچون سیم های عود که تنها هستند ، گرچه با یک نغمه به ارتعاش در می آیند

دل های خود را به یکدیگر بدهید ، اما نه برای نگه داشتن.

زیرا تنها دست زندگی شایسته است که دل های شما را نگاه دارد

در کنار یکدیگر بایستید ، اما نه بسیار نزدیک به هم

زیرا ستون های معبد جدای از هم  بار بهتر کشند

و در خت بلوط و سرو در سایه هم به بالندگی نمی رسن
Views: 524 | داغ کن - کلوب دات کام | Date: 2009-02-17| COMMENTS(0)


ای عشق که دستان خداییت

بر خواهش های من لگام زده

و گرسنگی و تشنگیم را تا وقار و افتخار بالا برده

مگذار توان و استقامتم

از نانی تناول کند و یا از شرابی بنوشد

که خویشتن ناتوانم را وسوسه می کند

بگذار گرسنه گرسنه بمانم

بگذار از تشنگی بسوزم

بگذار بمیرم و هلاک شوم

پیش از آنکه دستی برآورم

و از پیاله ای بنوشم که تو آن را پر نکرده ای

یا از ظرفی بخورم که توآن را متبرک نساخته ای
Views: 473 | داغ کن - کلوب دات کام | Date: 2009-02-17| COMMENTS(0)


كرگدن گفت : نه امكان ندارد كرگدن ها نمي توانند با كسي دوست بشوند .

پرنده گفت : اما پشت تو مي خارد. لاي چين هاي پوستت پر از حشره هاي ريز است. يكي بايد پشت تو را بخاراند. يكي بايد حشره هاي تو را بردارد .

كرگدن گفت: اما من نمي توانم با كسي دوست بشوم . پوست من خيلي كلفت است . همه به من مي گويند پوست كلفت.

پرنده گفت: اما دوست عزيز ، دوست داشتن به قلب مربوط است نه به پوست .

كرگدن گفت: ولي من كه قلب ندارم ، من فقط پوست دارم .

پرنده گفت: اين كه امكان ندارد ، همه قلب دارند .

كرگدن گفت: كو كجاست من كه قلب خود را نمي بينم .

پرنده گفت:خوب چون از قلبت استفاده نمي كني ، قلبت را نمي بيني . ولي من مطمئنم كه زير اين پوست كلفت يك قلب نازك داري .

كرگدن گفت: نه ، من قلب نازك ندارم ، من حتما يك قلب كلفت دارم.

پرنده گفت :نه ، تو حتما يك قلب نازك داري چون به جاي اين كه پرنده را بترساني ، به جاي اينكه لگدش كني ، به جاي اينكه دهن گشاد و گنده ات را باز كني و آن را بخوري ، داري با او حرف مي زني.

كرگدن گفت: خوب اين يعني چي ؟

پرنده گفت :وقتي يك كرگدن پوست كلفت ، يك قلب نازك دارد يعني چي ؟ يعني اينكه مي تواند عاشق بشود .

كرگدن گفت: اينها كه مي گويي ، يعني چي؟

پرنده گفت :يعني .... بگذار روي پوست كلفت قشنگت بنشينم .....

كرگدن چيزي نگفت . يعني داشت دنبال يك جمله مناسب مي گشت . فكر كرد بهتر است همان اولين جمله اش را بگويد .

اما پرنده پشت كرگدن نشسته بود و داشت پشتش را مي خاراند .

كرگدن احساس كرد چقدر خوشش مي آيد . اما نمي دانست از چي خوشش مي آيد .

كرگدن گفت : اسم اين دوست داشتن است ؟ اسم اين كه من دلم مي خواهد تو روي پشت من بماني و مزاحم هاي كوچولو ي پشتم را بخوري؟ پرنده گفت : نه ، اسم ايت نياز است ، من دارم به تو كمك مي كنم و تو از اينكه نيازت برطرف مي شود . احساس خوبي داري . يعني احساس رضايت مي كني ، اما دوست داشتن از اين مهمتر است .

كرگدن نفهميد كه پرنده چه مي گويد .

روزها گذشت ، روزها و ماهها و پرنده هر روز مي آمد و پشت كرگدن مي نشست و هر روز پشتش را مي خاراند و كرگدن هر روز احساس خوبي داشت .

يك روز كرگدن به پرنده گفت : به نظر تو اين موضوع كه كرگدني از اين كه پرنده اي پشتش را مي خاراند ، احساس خوبي دارد ، براي يك كرگدن كافي است ؟

پرنده گفت : نه كافي نيست .

كرگدن گفتك درست است كافي نيست . چون من حس مي كنم چيزهاي ديگري هم دوست دارم . راستش من بيشتر دوست دارم تو را تماشا كنم .

پرنده چرخي زد و پرواز كرد و چرخي زد و آواز خواند ، جلوي چشم هاي كرگدن .

كرگدن تماشا كرد و تماشا كرد . اما سير نشد . كرگدن مي خواست همين طور تماشا كند . با خودش گفت : اين صحنه قشنگ ترين صحنه دنياست و اين پرنده قشنگ ترين پرنده دنيا و او خوشبخت ترين كرگدن روي زمين . وقتي كرگدن به اينجا رسيد ، احساس كرد كه يك چيز نازك از چشمش افتاد.

كرگدن ترسيد و گفت : پرنده ، پرنده عزيزم من قلبم را ديدم . همان قلب نازكم را كه مي گفتي ، اما قلبم از چشمم افتاد . حالا چكار كنم؟

پرنده برگشت و اشكهاي كرگدن را ديد . آمد و روي سر او نشست و گفت: غصه نخور دوست عزيز ، تو يك عالم از اين قلبهاي نازك داري .

كرگدن گفت: راستي اينكه كرگدني دوست دارد ، پرنده اي را تماشا كند و وقتي تماشايش مي كند ، قلبش از چشمش مي افتد ، يعني چي؟ پرنده گفت : يعني اينكه كرگدن ها هم عاشق مي شوند.

كرگدن گفت : عاشق يعني چه؟

پرنده گفت :يعني كسي كه قلبش از چشمش مي چكد.

كرگدن باز هم منظور پرنده را نفهميد . اما دوست داشت پرنده باز هم حرف بزند ، باز پرواز كند و او باز هم تماشايش كند و باز قلبش از چشمش بيفتد.

كرگدن فكر كرد اگر قلبش همين طور از چشمش بريزد ، يك روز حتما قلبش تمام مي شود .

آن وقت لبخند زد و با خودش گفت:

من كه اصلا قلب نداشتم ، حالا كه پرنده به من قلب داد، چه عيبي دارد ، بگذار تمام قلبم را براي او بريزم
Views: 496 | داغ کن - کلوب دات کام | Date: 2009-02-17| COMMENTS(0)


عشق را دوست دارم!!
اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نميدم که مي خندومت ولي مي تونم باهات گريه کنم اگه يه روز نخواستي به حرفهام گوش بدي خبرم کن........قول مي دم که خيلي ساکت باشم اگه يه روز خواستي در بري بازم خبرم کن......قول نمي دم که ازت بخوام وايسي اما ميتونم باهات بدوم اما.....................اگه يه روز سراغم رو گرفتيو خبري نشد..........سريع به ديدنم بيا حتمآ بهت احتياج دارم
-----------------------------------------------
وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوست داره. .وقتي نااميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي. وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه. وقتي دلت خواست از غصه بشکنه به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته. وقتي چشمات تهي از تصويرم شد به ياد بيار کسي رو که حتي توي عکسش بهت لبخند ميزنه. وقتي به انگشتات نگاه کردي به ياد بيار کسي رو که دستاي ظريفش لاي انگشتات گم ميشد. وقتي شونه هات خسته شد به ياد بيار کسي رو که هق هق گريش اونها رو مي لرزوند
-------------------------------------------
خیلی سخت است وقتی همه کنارت باشند و باز احساس تنهایی کنی. وقتی عاشق باشی و هیچ کس از دل عاشقت باخبر نباشد . وقتی لبخند می زنی و توی دل گریانی . وقتی تو خبر داری و هیچ کس نمی داند . وقتی به زبان دیگران حرف می زنی ولی کسی نمی فهمد . وقتی فریاد می زنی و کسی صدایت را نمی شنود . وقتی تمام درها به رویت بسته است... آن گاه دستهایت را به سوی آسمان بلند می کنی و از اعماق قلب تنها و عاشق و گریانت بانگ برمی آوری که: « ای خدای بزرگ دوستت دارم!» و حس می کنی که دیگر تنها نخواهی ماند.
----------------------------------------------
 
 
دوستت ندارم به اندازه ي اقيانوس، . چون يه روز به آخرش میرسی . دوستت ندارم به اندازي خورشيد، . چون غروب ميكنه . دوستت دارم . به اندازي روت كه هيچوقت كم نميشه


گاهی اوقات آرزو می کنم ای کاش تک پرنده عاشقی بودم که میان صدها هزار پرنده بتوانم به قله بلند سرزمین هستی برسم و پرواز کان نغمه سر دهم که... من شیدای تو وعاشقانه دوستت دارم

=======================

براي آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنيم که طریق دیگران نادرست است . کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد . (پائولو کوئلیو

=======================

عشق يعني خون دل يعني جفا عشق يعني درد و دل يعني صفا عشق يعني يك شهاب و يك سراب عشق يعني يك سلام و يك جواب عشق يعني يك نگاه و يك نياز عشق يعني عالمي راز و نياز

=======================

به روي گونه تابيدي و رفتي مرا با عشق سنجيدي و رفتي تمام هستي ام نيلوفري بود تو هستي مرا چيدي و رفتي

=======================

نفرین به اون کسایی که روی دلا پا می ذارن تا که می بینن عاشقی میرن و تنهات می ذارن نفرین به آدمایی که تو سینه ها دل ندارن عاشق عاشق کشین ، رحم و مروت ندارن

=======================

روی یک طاقچه سنگی میون دو قاب رنگی بودن من وتو با هم داره تصویر قشنگی عکس تو تو قاب خاتم در حصار خالی از غم حتی در مرگ تن من نمی گیره رنگ ماتم

=======================

آفرينش روز و شب، زيبايي زمين و كهكشانها، درخشش ستارگان فروزان، همه حاكي از وجود پروردگار يكتاست، پس از او اطاعت مي كنيم، چون او معين كرده كه مرگ آغاز جاودانه هاست.

=======================
مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم

=====================

خواب ناز بودم شبي.... ديديم كسي در ميزند.... در را گشودم روي او ...ديدم غم است در مي زند... اي دوستان بي وفا...از غم بياموزيد وفا..غم با آن همه بيگانگي..... هر شب به من سر مي زند

======================

هزار دستگاه ريو، صد دستگاه آپارتمان، هزار سكه طلا و ميلياردها ريال اسكناس دو هزارتوماني فداي يه تار موي گلي مثل تو

======================

هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند


بيا با پاک ترين سلام عشق آشتي کنيم *بيا با بنفشه هاي لب جوب آشتي کنيم * بيا ازحسرت و غم ديگه باهم حرف نزنيم * بيا برخنده ي اين صبح بهار خنده کنيم

=======================

خوشبختي مثل يه پروانه است . وقتي دنبالش مي‌دوي پرواز مي‌كنه اما وقتي وايسي مياد رو سرت ميشينه



Views: 563 | داغ کن - کلوب دات کام | Date: 2009-02-17| COMMENTS(0)


سلام ای قهوه ای .. یک لحظه چون دریای طوفانی
 
و یکدم نقره ای چونه چشمه وقت پولک افشانی
 
چو حال نوبهاری .. خشمگین و مهربان با هم
 
سلام ای روز  گاهی آفتابی  !!  گاه بارانی
 
چنان چون گله آشفته  تا سامانم آموزی
 
فراهم کن مرا با جذبه آواز چوپــــــــآنی
 
نشانی هات را از قصه های مادری دارم
 
ترنجبین سینه خورشید  چشم ماه پیشانی
 
سلام ای آن که با شیر اندورن با جان شوی بیرون
 
سلام ای عشق  !!  ای اکسیر آغازی و پایانی
 
*******************************   
 
ما همه بخاطر هم خلق شد ه ایم .. بیاید در کنار هم باشیم
 
فاصله ها را بشکنیم و نزدیک باشیم
دوستت دارم.
Views: 535 | داغ کن - کلوب دات کام | Date: 2009-02-17| COMMENTS(0)


به نام خالق باران .... خدای مهربان
 
 
به تو میرسم باران
 
ناب تر از باران ندیده ام . باران که می آید بی تاب می شوم
 
نمید انم بی تاب شده اید یا نه ؟؟
 
اما این را می دانم که اگر باران دچار و بیقرارتان نمی کند
 
عاشق نبوده اید هرگز
 
صدای شیشه می آید ... کسی به پنجره می کوبد ؟؟
 
نه این صدای باران است
 
آمدنش را خبر می دهد . ساعت ساعت عاشقی ست به کوچه
 
باید رفت و من می روم
 
مثل همیشه  تا دوباره خیس خیس  از تو بنویسم بی بی آبی
 
باران که می آید یادم می رود که تو چه بودی و چه کردی . انگار
 
نه انگار که ................ اما
 
خیلی وقت است که تو را به خاک سپرده ام از همان نگاه آخر
 
در این شک نکن ... اما  نمی دانم این باران چه قدرتی  دارد که
 
مرده را هم زنده میسازد
 
هرچه هست تو در باران به من بر می گردی و البته من هم به تو
 
این است جادوی باران
 
کاش میدانستم باران چه سحری دارد که این قدر آسان  از یـــادم
 
می برد که تو با من ... با سادگی هایم و با صداقتم و با احساسم
 
چه کردی ....... خودت هم می دانی که هرچه بود فقط  تو بود وبس
 
اما اگر نمی دانی بدان که به راحتی می توانستم  برند ه ی ای قمار
 
از پیش  باخته باشم ...... اما خواستم تو پیروز شوی  شاید که
 
مرهمی باشد بر زخم هایی که پیش از من از روزگار خورده ای
 
هر چه که بود گذشت اما باز هم  می گویم  خودم خواستم بازنـد ه
 
 باشم ... سادگی را با ساده لوحی اشتباه نگیر... سادگی  یعنـــی
 
صداقت .... یعنی یکرنگی  یعنی عشق
 
هه  .. عجب  ترجمه ای کردم ... تو اصلا "   این واژ ه ها را
 
نمی فهمی  که از روی آن ها بتوانی سادگی را حس کنی
 
اصلا"  بی خیال  همان ها که تو می دانی درست است
 
.............................
Views: 543 | داغ کن - کلوب دات کام | Date: 2009-02-17| COMMENTS(0)




DO YOU KNOW
آيا مي داني ؟!
Do you know
آيا مي داني ؟!
Do you know
آيا مي داني ؟!
Do you know what it feels like loving someone that’s in a rush to throw you away
آيا مي داني چه احساسي دارد دوست داشتن كسي كه مي خواهد تو را با عجله از سر راه بردارد ؟!
Do you know what it feels like to be the last one to know the lock on the door has changed
آيا مي داني چه احساسي دارد آخرين نفري باشي كه بداني قفل در عوض شده است ؟!
If birds flying south is a sign of changes
اگر پرندگان به طرف جنوب پرواز كنند نشانه اي از تغيير است
At lest you can predict this every year
حداقل مي تواني آن را هر سال پيش بيني كني
Love , you never know the minute it ends suddenly
عشق هرگز لحظه اي را نمي فهمي كه ناگهان به پايان برسد
I can’t get it to speak
من نمي تونم ( اون لحظه ) رو براي صحبت كردن به دست بيارم
Maybe finding all the thing it took to save us
شايد براي پيدا كردن همه چيز بايد خودمون در امان باشيم
I could fix the pain that bleeds inside of me
من مي توانم دردي را كه درون من خون ريزي مي كند تحمل كنم
Look in your eyes to see some thing about me
تو چشمات نگاه كن تا چيز هايي درباره ي من ببيني
I’m standing on the edge and I don’t know what else to give
من روي لبه ايستاده ام و نمي دونم چه چيز ديگه اي بايد بدم
Do you know what it feels like loving someone that’s in a rush to throw you away
آيا مي داني چه احساسي دارد دوست داشتن كسي كه مي خواهد تو را با عجله از سر راه بردارد ؟!
Do you know what it feels like to be the last one to know lock on the door has changed
آيا مي داني چه احساسي دارد آخرين نفري باشي كه بداني قفل در عوض شده است ؟!
How can I love you how can I love you how can I love you how can I love you …
چطور مي تونم دوست داشته باشم چطور مي تونم دوست داشته باشم چطور مي تونم دوست داشته باشم چطور مي تونم دوست داشته باشم ؟!
If you just don’t talk to me , baby
اگه تو با من حرف نزني عزيزم
If flow through my act
من به طرف روحم در جريانم
The question is she needed
ترديد آيا او نياز دارد ؟!
And decide all the man I can ever be
و تصميم براي انساني كه مي تونم باشم
Looking at the last 3 years like I did
نگاه به 3 سال قبل همان كاري كه من كردم
I could never see us ending like this
من هرگز نمي تونم ببينم كه اين طوري تموم مي كنيم
seeing your face no more no my pillow
ديگه نمي توانم چهره ات را بر روي بالشم ببينم
is a scene that’s never happened to me
يك منظره ( مرحله ) اي است كه هرگز برام پيش نيامده
but after this episode I don’t see you could never tell the next thing life could be
اما بعد از اين داستان فكر نكنم هرگز بتوني چيز ديگه اي كه زندگي مي تونه باشه رو بگي
do you know what it feels like loving someone that’s in a rush to throw you away
آيا مي داني چه احساسي دارد دوست داشتن كسي كه مي خواهد تو را با عجله از سر راه بردارد ؟!
do you know what it feels like to be the last one to know the lock on the door has changed
آيا مي داني چه احساسي دارد آخرين نفري باشي كه بداني قفل در عوض شده است ؟!
do you know what it feels like loving someone that’s in a rush to throw you away
آيا مي داني چه احساسي دارد دوست داشتن كسي كه مي خواهد تو را با عجله از سر راه بردارد ؟!
do you know what it feels like to be the last one to know the lock on the door has changed
آيا مي داني چه احساسي دارد آخرين نفري باشي كه بداني قفل در عوض شده است ؟!
do you know
آيا مي داني ؟!
do you know
آيا مي داني ؟!
do you know
آيا مي داني ؟!
do you know what it feels like loving someone that’s in a rush to throw you away
آيا مي داني چه احساسي دارد دوست داشتن كسي كه مي خواهد تو را با عجله از سر راه بردارد ؟!
do you know what it feels like to be the last one to know the lock on the door has changed .
آيا مي داني چه احساسي دارد آخرين نفري باشي كه بداني قفل در عوض شده است ؟
Views: 488 | داغ کن - کلوب دات کام | Date: 2009-02-17| COMMENTS(0)



Login form
:نام کاربری  
:پسورد
به یاد داشته باش
News calendar
«  February 2009  »
SuMoTuWeThFrSa
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
Search
Site friends
Statistics

:افراد انلاین 1
مهمان: 1
کاربران: 0
Copyright MyCorp © 2021